عباس اقبال آشتيانى
496
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
علوم و ادبيات چنان كه در طى تاريخ ايامى كه ممالك اسلامى شرق تحت استيلاى مغول و امراى بعد از ايشان سر مىكرده ديديم مردم اين بلاد در نيمهء اول مائهء هفتم به علت انقلابات و كشمكشها و قتل و خرابيها و در نيمهء دوم آن بر اثر تلف شدن كتابخانهها و ويرانى مدارس و كشته شدن معلمين و مدرسين مجال يا وسايلى جهت كسب علم و ادب كه بيش از هر چيز فراغت خاطر مىخواهد نداشتند بعلاوه غالبين يعنى مغول نه قابل درك اين قبيل لطايف بودند و نه خواهان و خريدار اين گونه امتعه و اساسا جنس معيشت و نوع معتقدات و عادات ايشان با اين قسم معارف تناسبى نداشت فقط بنجوم و كيميا و ستارهشناسى بىعلاقه نبودند و منشى و دبير را نيز جهت گذراندن كارهاى ادارى و ديوانى لازم داشتند . به همين مناسبات در باب معارف و علوم و ادبيات دخالت عنصر مغول بيشتر از جهت برانداختن آثار علم و ادب و تأثيريست كه ايشان در ويرانى مدارس و كتابخانهها و قتل علما و اهل ادب داشتهاند فقط در پيشرفت تنها قسمتى كه مىتوان ايلخانان ايران را دخيل دانست فن تاريخنويسى است كه بعد مذكور خواهد شد . اما استيلاى مغول خواهىنخواهى يك تأثير بالنّسبه مهم در تمدن و معارف ايران در دورهء حكومت ايشان كرده است و آن ارتباط يافتن ممالك مشرق و مغرب است با يكديگر از طريق ايران و آمدن بسيارى از علما و ارباب معرفت چينى و اويغورى و تبّتى و فرنگى و ارمنى به پايتخت ايلخانان و انتشار معلومات ايشان بين مردم ايران . قبل از استيلاى مغول چنان كه پيش هم يادآور شدهايم بلاد ماوراءالنهر و خوارزم و خراسان هركدام از معتبرترين مراكز تعليم و تعلّم و داراى كتابخانهها و رصد - خانهها و مدارس و علما و اهل ادب بود و همين حال وجود داشت در عراق و الجزيره و جنوب ايران . استيلاى مغول تمام اين مراكز را با خاك يكسان كرد و از آن همه كتاب و اهل علم و ادب چيزى قابل باقى نگذاشت . هجوم هولاگو دو مركز عمدهء كتاب و علم يعنى الموت و بغداد را نيز به همين حال نشاند و جز قسمتى كوچك از جنوب ايران و ناحيهء سند در هندوستان و بلاد روم و مصر و شام ديگر